مامان شدن

بنام خدا

 

 

لحضاتی پیش میاد شایدهیچ وقت دیگه تکرارنشه مثل کارنامه گرفتن ،کنکور دادن ،دوران خوابگاه ،آشنایی بادوستای مختلف ،شکست تحصیلی تویه دقیقه نود البته اینا همش راجع به تحصیل بود ولی زندگی اونم ازنوع مزدوجش پره ازگذشتها ،کوتاه آمدنا،شادوغمگین شدنها واینکه تصورات یاشایدبهتربگم رویاههای پیش از دوران ازدواج  هیچ  شباهتی به زندگی  واقعی نداره

 

وقتی قدم اولوبرمیداری تااخرش میری مرحله به مرحله یکی زودترویکی دیرتر

 

مادرشدنم یه حس قشنگه اما یه موقعهایی  این موجودکوچولو  بدون اطلاع قبلی وارد این دنیا میشه وهمه روغافلگیرمیکنه اون لحظه هایی که مادر باچشم گریون دنبال راهیه برای سلب این مسولیت وهردریومیزنه ازاین مطب به اون مطب چقدر لحظه ناراحت کننده ایه، دل آدم میگیره

امادرمقابل زنانی که باهزار سختی دنبال به دست آوردن یه لبخند ازیه موجود دوست داشتنی  هستند وحاضرند هرچی دارن بدن ،هرجایی برن ّ،هرچی دکترا میدن بخورند  تاکلمه مادرگرمای خونه شون باشه

 

آدم میمونه واسه یکی نعمته وبرای یکی دیگه فاجعه

 

حس زیبایه خداکنه هرکی دلش میخوادنصیبش بشه 280روز به یادماندنی

روزای اول میخوای بدونی قلبش به وجوداومده تپش داره اصلا آدمه حالا که دیدی یه بچه چندسانتی داری میگی چراحسش نمیکنم پس کجاست  امادیگه مطمینی چون دلت هله هوله میخواد ،زیادمیخوابی  ،همش خسته ایی،کلافه میشی اما درعوض باورت میشه یه کمی مامان شدی حالا به یاد تلاش مادرای ناز امی افتی وازصمیم قلب ازخداتشکرمیکنی

 

کوچولویی مامان نمیذاره مامان هرجایی بره ،کلی برنامه هاشوبه هم ریخته دیگه سرکارفتن تعطیه،حالااون برای من برنامه ریزی میکنه مامان کی بخواب ،کجاهابرو،چی بخور دیگه مال منی مامان

 

یه خورده بگذره می افتی دنبال شناسایی هویت جنین کاکل زری یانازپری ای وای اسمشوچی بذارم لباساشوچه رنگی بگیرم یه وقت حرکتاش کم نشه آخه لگداشم شیرینه میدونم ازبس حالش خوبه اذیت میکنه حالادیگه موداره ،چشماشوبازمیکنه اماخیلی زوده ببینمش چون اگه بیاددنیانمیتونه نفس  بکشه اون وقت مامانش دق میکنه

 

چون هدیه خداست خیلی دوسم داشته که نصیبم کرده

 

 

 

/ 1 نظر / 33 بازدید
فاطمه اختصاری

من مدیر وبلاگ مامایی تربیت مدرس هستم خوشحال میشم به وبلاگ ما هم سری بزنید[گل]